بایگانی نویسنده:

دربارهٔ سرو‌ بلند

خاطرات یک کُنشگر احتماعی

رنگین کمان

چند روزی هست که نمیتونم چیزی بنویسم حسابی بغض گلوم را فشارمیده. از شر این حس خلاص نمیشم، شاید دو شب بارون  گذشته و  دوچرخه سواری کردن زیرش کمی آرومم کرده باشه، حالا گیرم که این حضورم زیر بارون اجباری … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در زندگی | بیان دیدگاه

سیامک پورزند رفت.

چطور از همچین ظلمی میشه صحبت کرد؟ حکم قتل تدریجی چی خواهد بود؟ غمگینم برای مهرانگیز،‌برای لیلی و آزاده. برای همه ما

نوشته‌شده در زندگی | بیان دیدگاه

داستان دو نازنین در چهار برداشت

برداشت اول – سال ۲۰۰۷، روزی که نازنین فاتحی آزاد شد، ونکوور بودم. روزنامه های مختلف ونکووری عکس نازنین فاتحی یا افشین جم و یا هر دو نازنین را چاپ کرده بودند. نازنین اهل ونکوور بود و با خانوادش سالهاست … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در نظر | برچسب‌خورده با , , | بیان دیدگاه

سیزده بدر برفی

عید سال ۹۰ را با سبزه های عدس فرضی گره میزنیم و به جوب بن بستهای تورنتو میسپریم. اینروزها روزهای سیاه و دلتنگی است ، عید های غربت بیشتر از ایران دوریم را حس میکنم. شاید برای همین پریشب در … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در زندگی | بیان دیدگاه

اخراج اخلاق

قبل از انتخابات روزنامه کیهان را میخواندم. هنوز هم این عادت را دارم. هر چند صبر و حوصله ام هم بالاتر رفته و بیشتر میتونم نوشته های کیهان را تحمل کنم. ولی باور دارم برای درک بیشتر شرایط داخلی و … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در نظر | برچسب‌خورده با , , | بیان دیدگاه

شادی های علف نشان

برنامه نوروزی ويژه رسانهء ملی در سال نود چیزی به غیر از سریال علف نیست. یک کمدی درامای واقعی. حسابی باعث خنده شده و روزهای غربت و کم غربت من را پر از خنده میکنه. برای سیزده بدر هم که … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در زندگی | بیان دیدگاه

نوروز ۹۰

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست برخیز و به جام باده کن عزم درست کاين سبزه که امروز تماشاگــــه تست فردا همه از خاک تو بر خواه د رست – خیام – با صدای شاملو و شجریان چند وقتی … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در زندگی | بیان دیدگاه

کاشکی هر شب چهارشنبه سوری بود

زندگیش کردم + + گزارش جدیدآنلاین از سمفونی چهارشنبه سوری اثر ثمین باغچه بان

نوشته‌شده در زندگی | بیان دیدگاه

شروع کنیم. ترکیه.

ترکیه، یه عمری همسایه ی بغلی بود که میشد بریم تابستون یه مشت آشغال بخریم و حسرت بخوریم که این ترکها چه پیشرفتی کردند. وقتی بچه بودیم تصورمون از خارج یه جایی مثه آمریکا بود، اگه میخواستیم همه چیز رو … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در زندگی | برچسب‌خورده با , | بیان دیدگاه

ترانه دلتنگی

به ترانه دلتنگی هایم گوش میدهم. + آواز زندگی تا همیشه

نوشته‌شده در زندگی | بیان دیدگاه