دور از دست‌ِ توریستهای پرتقالی – فالگیرِِ نقاش

برای یک مریمِ خلاق

در روستایی دور، جایی که پای هیچ توریستِ پرتقالی‌ بهش نمیرسد، روستایی است به اسم گوموشلوک که رقاصان، خواننده‌ها، موزیک دانان ، عکاسان و فیلمسازان و هر چی آدمِ باحالِ تُرک هست سالهایِ سال هست که یک ماه در سال در اونجا که زیباترین غروب خورشید را در منطقه داره دور هم جمع میشوند.

هنرمندانِ تُرک با همکاری جغرافی‌دانان زبردستشان این روستا را از نقشهء جغرافیا سالها پیش پاک کردند تا پای هیچ توریستِ پرتقالی به آنجا نرسد. اونها با تاریخ آشنا هستند و میدونند که اگر پای پرتقالی ها به اونجا برسد دیگه هیچ‌وقت گوموشلوک،‌  گوموشلوک نمی‌ماند.

یکی از مسافرهای این روستا نقاشی است که فالگیرِِ، یا شاید فالگیری است که نقاشِِ، اول قهوهء ترک را دم می‌گذارد،  بعد وَردستش که یک عاشیق واقعی است، قُپوزش را کوک میکنه و بعد عاشقانه با سازش مینوازد ومیرقصد. وقتی که قهوه را خوردی، آوازی میخوند و فالِت را میگیرد، بعد پیشبند نقاشیش را تنش میکند و روی یک پیرهن سفید طرح فالت را نقش میزند تا همیشهء همیشه یادت باشد که اون شبهایی که گوموشلوک بودی فالت چی بود و چقدر خوش‌شانس بودی که غروب را بدون حضور توریستهای پرتقالی از گوموشلوک دیدی.

دربارهٔ سرو‌ بلند

خاطرات یک کُنشگر احتماعی
این ورودی در زندگی فرستاده شده است. پیوند پایدار به آن را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s